جمال الدين محمد الخوانساري
420
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
اگر بكند بر وفق اتّفاق باشد ومنشأ ثوابي نشود . 9010 من لم يعنه اللَّه على نفسه لم ينتفع بموعظة واعظ . هر كه يارى نكند أو را خدا بر نفس أو سودمند نگردد بموعظهء واعظى ، يعنى تا حقّ تعالى كسى را بلطف خود يارى نكند بمسلط ساختن أو بر نفس خود وگردانيدن آن در فرمان أو سود نيابد بموعظهء واعظى ، وبه آنها از پيروى هوا وهوس برنگردد ، پس عمده از براي آدمي اينست كه بسبب كثرت معاصي خود را از درگاه حقّ تعالى چنان دور نكند كه آن لطف از أو سلب شود وأو را بخود واگذارد وهوا وهوس بر أو مسلّط شود وهيچ موعظهء در أو سود ندهد وبشقاوت ابدى گرفتار گردد . 9011 من لم يعتبر بغير الدّنيا وصروفها لم تنجع فيه المواعظ . هر كه عبرت نگيرد بحوادث دنيا وتغيّرهاى آن سود ندهد در أو موعظهها ، مراد اينست كه حوادث دنيا وتغيّرات آن كه هر كس مشاهده ميكند كافيست از براي عبرت گرفتن وپى بردن از آنها به بىاعتبارى دنيا وبدى عاقبت ظلم وستم وأمثال آنها ، وكسى كه به آنها با ظهور ووضوح آنها عبرت نگيرد بايد كه چندان گمراه هوا وهوس باشد كه هيچ موعظهء ديگر در أو سود ندهد وأو را براه نياورد . 9012 من ظفر بالدّنيا نصب ، ومن فاتته تعب . هر كه فيروزى يابد بدنيا تعب كشد وهر كه فوت شود دنيا أو را تعب كشد ، غرض مذمّت سراى دنياست واين كه زندگانى در آن بىتعب نباشد ، اگر فيروزى يابد بدنيا تعب وزحمت حفظ ونگاهدارى آن وايذا وآزار دشمنان وحاسدان كشد ، واگر نيابد آنرا تعب وزحمت احتياج ودرويشى كشد « 1 » .
--> ( 1 ) تاكنون بمناسبت چند بار اين دو بيت را از سعدى كه مناسب مقام است ياد كردهايم : « اگر دنيا نباشد دردمنديم * وگر باشد بمهرش پاى بنديم » « بلائي زين جهان آشوبتر نيست * كه رنج خاطرست ار هست وار نيست »